تبليغاتX
محمدسروش

محمدسروش

وبلاگ رسمی محمد سروش

درود به یاران عزیز تر از جان، چند وقتیست که درگیر مشکلات شخصی و درگیر کارهای آهنگ های جدیدم بودم ، با توجه به اینکه این وبلاگ فیلتر شده می تونید از این وبلاگ و یا http://mohammad-soroush.blogspot.com استفاده کنید . بزودی مجددا" فعالیتم رو شروع می کنم!
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 23:21  توسط محمدسروش 

وقتی فیلتر می شویم!

دوستان عزیز لطف کردند و ما را فیلتر کردند! آن هم به خاطر مطلبی که از بنده نبود! به هر حال آن مطلب کذایی حذف شد!
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 20:0  توسط محمدسروش  | 

گزارش

گزارشات رسیده از بند الف-د زندان اصفهان حاکی است که تعداد زیادی از بازاریان و جوانانی که در جریان اعتصاب و اعتراضات اصناف وبازاریان اصفهان شرکت داشتند دستگیر وبه این بند منتقل شده اند. در حال حاضر در تمامی سلولهای انفرادی این بند بازاریان و جوانان دستگیر شده در بازداشت بسر می برند. این بند همانند بند ۲۰۹ زندان اوین در کنترل بازجویان وزارت اطلاعات می باشد. زندانیان سیاسی در این بند تحت شکنجه های جسمی و روحی برای گرفتن اعترافات غیر واقعی قرار می گیرند
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 22:45  توسط محمدسروش  | 

برادر محسن نامجو: اتهام توهين به قرآن، فراتر از توان نامجو است

تهران- خبرگزاري کار ايران
حميد نامجو برادر محسن نامجو، خواننده و آهنگساز آلبوم" ترنج" جوابيه اي را در خصوص شکايت يکي از قاريان قرآن کريم از محسن نامجو صادر کرد.
به گزارش ايلنا در اين جوابيه آمده است:
در خصوص شکايت آقاي عباس سليمي در مورد يک قطعه موسيقي که کلام آن حاوي آيات شريفه قرآن است، نکات ذيل را به اطلاع عموم مي رسانم:
1. اين قطعه موسيقي يک کار پژوهشي و بر اساس ايده تلفيق قطعاتي از موسيقي عرب با موسيقي ملل تنظيم گرديده است. در روز ضبط قطعه، اشعار عربي در خانه جا مي‌ماند و محسن جهت بررسي نتيجه کار، به طور ناخود آگاه و غير عمد به‌جاي اشعار عربي مذکور به خواندن آياتي از قرآن که از حفظ بوده اقدام مي کند. لازم به توضيح است که محسن در دوران دبيرستان قاري قرآن بوده و اين آيات را از حفظ ادا کرده است.
2. بر اثر بي‌مبالاتي يا غرض‌ورزي افرادي ناشناس يک اثر پژوهشي که صرفا در حد يک يادداشت شخصي بوده و هيچگاه جهت پخش يا انتشار ضبط نشده است سر از اينترنت درمي‌آورد و با وجود خواست سازنده، قطعه تکثير مي‌شود.
3. ديانت و تعظيم شعائر موسيقي در خانواده ما موروثي بوده و جاي شبهه ندارد. پدرم، برادر بزرگترم و محسن، قاري قرآن بوده‌اند و بيست سال پس از فوت پدرم، هنوز مادرم بر اداي نذري که بر ذمه پدرم بوده اصرار مي‌ورزد. نماهايي از فيلم «آرامش با ديازپام 10» که از منزل پدري ما فيلمبرداري شده گواه اين امر است.
(گرچه طبق قانون اساسي هيچ شهروندي مکلف نيست که ديانت و اعتقادات خود را اعلام و از آن دفاع کند، اما ايجاد اتهامي چنين سنگين ايجاب مي‌کند که من به‌عنوان وکيل برادرم، توضيحاتي را ارائه کنم تا او به مظان اتهامي نادرست، هستي و نيستي‌اش بر باد نرود.)
4. انتشار بدون مجوز و بدون اذن صاحب اثر (آثاري مثل موسيقي، فيلم، کتاب، مقاله ) و حتي انتشار فيلم‌هاي خصوصي زندگي ديگران گناهي است که در جامعه ما قبح آن از بين رفته و هيچ‌کس براي آن شکايت به دادگاه نمي‌برد. در غير اين‌صورت به آساني نمي‌شد براي پژوهش‌هاي شخصي کسي او را در مظان اتهام قرار داد.
5. به‌هر تقدير برادر ارجمند آقاي عباس سليمي به دليل سوابق و تجارب طولاني مي‌دانند که :
الف. در کشورهاي عربي قرآن را به لحن‌ها و ريتم‌هاي متفاوت قرائت مي‌کنند و اين امر خصوصا در مصر بسيار بارز است.
ب. موسيقي بيروني و دروني جزء لاينفک آيات شريفه قرآن است. اين موسيقي در سوره‌هاي مختلف تغيير مي‌کند و همين موسيقي امکان قرائت‌هاي متعدد را فراهم مي‌کند.
ج. بسياري از ادعيه نيز موسيقي‌هاي جذاب و متفاوت با ريتم‌هاي ترکيبي زيبايي دارند و به همين دليل لحن و فضا و ريتم خواندن دعاي کميل مثلا با دعاي جوشن کبير متفاوت است. آيا اگر موسيقي بيروني ادعيه در کنار هم در يک اثر قرار گيرند و تکرار شوند، آيا صفت چنين عملي سخيف است؟
د. آقاي عباس سليمي در مصاحبه‌شان فرمودند که هر کسي صلاحيت قرائت قرآن را ندارد و نياز به دريافت مجوز و رعايت ضوابط است. آيا ايشان مطمئن هستند که تمامي مسلمانان دنيا براي قرائت قرآن از نهادي مشخص مجوز مي‌گيرند. واقعا براي قرائت آن بايد از نهادي مجوز گرفت. احتمالا منظور ايشان صرفا آموزش قرآن، آن‌هم در کلاس هاي رسمي بود والا ما که در مکتب خانه قرائت قرآن آموختيم.
6. محسن نامجو در گفت وگوهاي خود با خبرگزاري‌هاي رسمي و روزنامه‌هاي کثيرالانتشار ايران، بارها اعلام کرده که فردي مذهبي است و از خانواده‌اي مذهبي برآمده است. در اثبات اين مدعا مي‌توان به ترانه‌هايي که براي امامان شيعه با عناوين "علي" «در مدح حضرت علي(ع)» و "ياس به زنجير" «در سوگ سالار شهيدان امام حسين(ع)» سروده و اجرا کرده است، اشاره کرد.
7. اينجانب به وکالت از برادرم صريحا تاکيد مي‌کنم که اين امر، بدون نيت توهين، بدون قصد قبلي و صرفا به‌صورت خصوصي و شخصي بوده است. گرچه لحن‌هاي اجرا شده در آن قطعه شايد براي ما نامانوس باشد، اما اغلب اين لحن‌ها در کشورهاي عربي رايج‌اند. بنا به موارد فوق مشخص است که هيچ قصد قبلي متناسب با عناوين اتهامي در اين خصوص وجود نداشته و ندارد.
کساني که محسن نامجو را از نزديک مي‌شناسند، او را آدمي مومن، معتقد به شعائر ديني و مذهبي، محجوب و مودب مي‌دانند که تصور تعرض به اعتقادات ديني در مورد وي غيرقابل باور است.
با وجود همه اين موارد براي رفع هرگونه شائبه بدين وسيله اعلام مي‌دارم که محسن نامجو از بابت پخش غيرمجاز اين تجربه شخصي متاسف بوده و عذرخواه کساني است که احساسات ديني‌شان جريحه‌دار شده است. محسن نامجو اطمينان دارد که با توجه به توضيحات فوق، آقاي سليمي و ساير بزرگان با ديده خطاپوش به اين موضوع خواهند نگريست، چرا که تحمل اين اتهام ناروا فارغ از اين‌که مجازاتي به آن تعلق گيرد يا خير، فراتر از توان و تحمل خود و خانواده‌اش است.
8. در خاتمه لازم به ذکر است که محسن نامجو روز پنج‌شنبه 7 شهريورماه 87 يادداشتي را درسايت خود با اين مضمون گذاشته است: «اينجانب محسن نامجو از اخبار امروز مطلع شدم. اين موضوع توسط مراجع دولتي در سال گذشته با من مطرح شده بود و من متن توضيحي راجع به اين قطعه را به ايشان ارائه دادم که هيچگاه چاپ نکردند. به‌زودي توضيح رسمي اينجانب راجع به اين قطعه در سايت اينترنتي خودم و سايت‌هاي خبري ايران ارائه خواهم داد تا هيچ‌گونه شک و شبهه‌اي پيش نيايد. خداوند همه ما را به راه راست هدايت کند.»
پايان پيام

لینک به متن اصلی

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 19:19  توسط محمدسروش  | 

مطلب روزنامه ی کیهان درباره ی تپش۲۰۱۲

این مطلب روزنامه ی کیهان  است درباره ی تپش۲۰۱۲ و اهداف پلید این گروه که با جاذبه‌های جنسی‌ در موسیقی‌ اش، قصد فریب  جوانان و دانشجویان را دارد.محرم بیهوش جز بی‌ هوش نیست  مشتری را مر زبان جز گوش نیست.

برقراري دموكراسي با دايره و تمبك

چندي است مخالفين جمهوري اسلامي ايران اهداف براندازانه خود را در دانشگاه ها و در قالب تشكيل گروه هاي مبتذل موسيقي دنبال مي كنند.
اخيراً برخي از وبلاگ هاي دانشجويي اپوزيسيون با گرايش ماركسيستي، بيانيه اي از يك گروه موسيقي با عنوان «تپش 2012» منتشر كرده اند كه در آن از راه اندازي كمپين يكصد هزار امضا (!) خبر مي دهد اين گروه مبتذل خود را گروهي متشكل از تعدادي جوان ايراني و آلماني معرفي مي كند كه وابسته به هيچ حزب و گروهي نيست. اعضاي اين گروه هدف خود از تشكيل چنين محفلي را تلاش براي جمع آوري امضا و ارائه آن در سالروز حقوق بشر (10 دسامبر) به پارلمان اروپا در بروكسل اعلام كرده اند تا توجه مطبوعات و رسانه هاي بين المللي را به شرايط حاكم در ايران و به اصطلاح نارضايتي مردم(!!) جلب كند». در بيانيه اين گروه آمده است: «گروه تپش 2012، با موسيقي، ويدئو و كنسرت براي حقوق بشر در ايران فعاليت مي كند!»
نكته مهم ديگر در خصوص اين تشكل آن است كه پارلمان اروپا نيز از اين طرح اعلام حمايت نموده است.
گفتني است استفاده از ترانه هاي مبتذل و ايجاد جاذبه هاي جنسي، ترفند جديد گروهك هاي مخالف نظام براي جذب دانشجويان است.

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 19:16  توسط محمدسروش  | 

جدید ترین گزارش دیده بان حقوق بشر و کمپین بین الملیلی حقوق بشر در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران

دیده بان حقوق بشر و کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، امروز در گزارش جدید خود اعلام کردند که در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد حفاظت از حقوق اساسی بشر در ایران به شدت تقلیل پیدا کرده است. “چهره ها و نمونه هایی از سرکوب احمدی نژاد” که امروز منتشر شد، گزارش مستندی از وضعیت بسیار هولناک و نگران کننده برای مدافعان حقوق بشر و ابعاد اصلی بحران حقوق بشر در ایران است. در این سند که پیش از ورود احمدی نژاد برای شرکت در مراسم افتتاحیه مجمع عمومی سازمان ملل منتشر شده است، اعدام نوجوانان بزهکار و مقام پیشتازی ایران در اعدام نوجوانان در سطح جهان برجسته شده است. از ایران بعنوان تنها کشوری یاد می شود که در سال ۲۰۰٨ میلادی، ۶ نوجوان بزهکار در آن اعدام شده اند. بیش از ۱٣۰ نوجوان دیگر که به اعدام محکوم شده ند در صف انتظار اجرای احکام اعدام هستند. هادی قائمی سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: “اصرار ایران در اعدام نوجوانان بزهکار آنهم به این وسعت، عملی ظالمانه و وحشیانه است و مدال شرم را نصیب ایران کرده است.” هادی قائمی تاکید کرد که “دیگر زمان آن رسیده است که حکم اعدام برای کودکان در ایران لغو شود.” در این گزارش همچنین اشاره شده است که تعداد کل اعدامها در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد سر به فلک کشیده است بطوری که درتیرماه سال ۱٣٨۷، فقط در یک روز، بیست و نه نفر اعدام شدند، در حالیکه مقامات فقط اسامی ۱۰ را اعلام کردند. تعداد اعدامها در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد تقریبا ۴ برابر شده و از ٨۶ اعدام در سال ۲۰۰۵ میلادی به ٣۱۷ مورد در سال ۲۰۰۷ افزایش پیدا یافته است، یعنی افزایشی در حدود ۴۰۰ درصد. سرکوب دگراندیشان نیز بخاطر عقاید مسالمت آمیزشان در سالهای اخیر شدت گرفته است. مدافعان حقوق بشر بطور مداوم تحت آزارو اذیت هستند و بخاطر ثبت و گزارش نقض حقوق بشر زندانی می شوند. اکبر گنجی؛ روزنامه نگار و زندانی سیاسی سابق گفت :”ایران باید همه زندانیان سیاسی را آزاد کرده و به سرکوب دگردندیشان پایان دهد.” مقامات ایرانی بطور نظام مند بر سر راه تلاشهای صلح آمیر و قانونی جامعه مدنی در دفاع از حقوق زنان مانع ایجاد می کنند. مدافعان حقوق زنان مورد آزارد، ضرب و شتم و سرکوب قرار می گیرند و محاکمه می شوند. مهرانگیز کار، حقوقدان و محقق سرشناس حقوق زنان در این مورد گفت “علیرغم سرکوب خشن دولتی، زنان ایران همچنان با شدت خواسته های حقوقی شان را مطرح می کنند.” وزارت اطلاعات در دولت احمدی نژاد متخصصین ایرانی را که با خارج ارتباط دارند هدف قرارداده و آنها را به عامل کشورهای غربی برای به راه انداختن “انقلاب مخملی” در ایران متهم می کند. در حال حاضر سه ایرانی که با دانشگاهها و موسسات علمی در امریکا ارتباط داشتند، در بازداشت و تحت بازجویی هستند. آرش و کامیار علایی، پزشکان متخصص ایدز که در سطح جهان شناخته شده هستند، در دوم تیرماه ۱٣٨۷ بطور خودسرانه بازداشت شدند. مهدی ذاکریان، محقق امور حقوقی، در حالی که برای تدریس در ترم پاییز سال جاری در دانشگاه پنسیلوانیا آماده می شد، بطور خودسرانه توسط نیروهای امنیتی سه هفته قبل بازداشت شد. تاکنون مقامات در مورد وضعیت این متخصصین هیچ اطلاعاتی منتشر نکرده است. سارا لی ویتسون، مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقا در دیده بان حقوق بشر گفت “بازداشت خودسرانه محققین به روابط فرهنگی و اموزشی ایرانیان با جهان خارج لطمه می زند. احمدی نژاد باید به سرکوب دانشگاهیان و روشنفکران ایرانی خاتمه دهد.” گزارش منتشر شده چنین جمعبندی می کند که هزینه انسانی سیاستهای احمدی نژاد تلفات سنگینی است که بیشتر بر بخش های بنیادین جامعه مدنی در ایران وارد می شود.از این رو ضروری است که جامعه جهانی از فرصت حضور رئیس جمهور احمدی نژاد در سازمان ملل استفاده کرده و نگرانی های خود را از وضعیت ناگوار نقض حقوق بشر که در ایران شدت گرفته است، ابراز کند. http://advarnews.info
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 19:24  توسط محمدسروش  | 

تهدید خاتمی به قتل و ترور

یكی از نزدیك‌ترین افراد به خاتمی از تهدید وی به قتل و ترور از سوی مخالفان سیاسی‌اش خبر داد. به نوشته «کارگزاران»، سیدمحمدعلی ابطحی، كه یكشنبه‌شب در مراسم افطاری ائتلاف اصلاح‌طلبان استان فارس در شیراز سخن می‌گفت، ضمن برشمردن موانع و مشكلات پیش‌روی سیدمحمد خاتمی برای ورود به عرصه انتخابات ریاست‌جمهوری، ابتدا به «جنگ‌های روانی و تهدیدهای فریبنده رقبا» اشاره كرد. وی در چارچوب همین تهدیدها به پخش شب‌نامه‌ای سراسر فحش و ناسزاگویی به خاتمی در نماز جمعه هفته گذشته قم اشاره كرد و گفت: «كار رقبای خاتمی به جایی رسیده كه اكنون در ارگان‌های رسمی خود، او را تهدید به ترور و قتل می‌كنند.» بدین‌ترتیب، تهدیدها علیه خاتمی كه ابتدا از سطح طرح بحث ردصلاحیت او در روزنامه‌هایی چون «كیهان» یا سخنگویانی چون «مجتبی ذوالنور» جانشین نمایندگی ولی فقیه در سپاه آغاز شده بود، اینك به انتشار شبنامه‌های حاوی تهمت و تخریب و حتی تهدید به ترور و قتل رئیس‌جمهور پیشین رسیده است. ابطحی اما به‌عنوان یكی از نزدیكترین افراد به خاتمی در طول دوران ریاست‌جمهوری وی و حتی قبل از آن، اوج‌گیری تهدیدها علیه خاتمی را نشانه‌ای از «شرایط مناسب برای نامزدی او» دانسته است. وی این تهدید‌ها را نشانه «بیم اصولگرایان از پیروزی خاتمی» دانست و گفت: «این تهدیدها نه برای خاتمی تازگی دارد و نه برای دوستان خاتمی. همان‌طور كه اصلاح‌طلبان، تهدیدها و حتی ضرب‌وشتم‌های فیزیكی را در طول سالیان اخیر تجربه كردند.» ابطحی در ادامه از شبنامه‌ها و فحش‌نامه‌ها به‌عنوان تنها رسانه‌هایی نام برد كه مردم می‌توانند از طریق آن به مظلومیت جریان دوم خرداد پی‌بردند. این عضو مجمع روحانیون مبارز در عین حال، تخریب‌ها را «كوچك‌‌ترین مشكل پیش‌روی خاتمی» خواند. وی در سخنرانی خود با اشاره به‌خواست عموم جامعه برای بازگشت سیدمحمد خاتمی به عرصه قدرت، گفت: خاتمی برای آمدن به عرصه انتخابات با چند مشكل روبه‌‏رو است كه این مشكلات را می‌‏توان به سه دسته قبل از آمدن، در حین آمدن و بعد از آمدن تقسیم كرد. ابطحی تصریح كرد: مشكلات قبل از آمدن خاتمی به انتخابات در اشكال مختلف بروز می‌‏كند كه بخشی از آن توسط رقبا و با جنگ‌‏های روانی و تهدیدهای فریبنده ایجاد می‌‏شود. ابطحی در تبیین دومین مانع تضمین سلامت برگزاری انتخابات را دغدغه تمام اقشار جامعه دانست و گفت: این دغدغه یكی از مشكلات مرحله دوم آمدن خاتمی است. به اعتقاد ابطحی اگر هر كدام از كاندیداهای حضور در انتخابات نتوانند سلامت انتخابات را چه از نظر تخلف و چه از نظر تقلب تضمین كنند، دعوت از مردم برای حضور در انتخابات دعوت نابجایی است. وی افزود: اینها واقعیت‌‏هایی است كه در جامعه ما وجود دارد و تنها در یك صورت می‌‏توان با آن مقابله كرد و آن اتفاقی است كه در خرداد 76 رخ داد. یعنی اختلاف آرا آنچنان زیاد باشد كه ظرفیت تخلف را از كسانی كه به این انتخابات سوء‌نظر دارند، بگیرد. به اعتقاد وی خاتمی كسی است كه می‌‏تواند با حضور در انتخابات این اختلاف رای را به وجود آورد. ابطحی ادامه داد: واقعیت این سال‌‏ها نشان داد كه نه تنها شعارهای رادیكال در جامعه ایرانی قابلیت اجرا ندارند، بلكه این شعارها به عكس‌العمل‌‏هایی منجر می‌‏شود كه آسیب‌‏های سنگین و شدیدی را به جامعه وارد می‌‏كند. وی افزود: اینكه برخی‌‏ها می‌‏گویند خاتمی این‌‏بار باید شعارهای رادیكال بدهد و دیدگاه‌‏های خود را شفاف‌‏تر بیان كند، اگر به وضعیت كنونی كشور نگاه كنند، درمی‌‏یابند كه وضعیت كنونی جامعه ایرانی حاصل واكنش به همین شعارهای رادیكال است. ابطحی ادامه داد: اگر خاتمی تاكنون كاندیداتوری خود را اعلام نكرده به این دلیل است كه می‌‏خواهد ببیند در مرحله سوم یعنی پس از انتخابات، چگونه می‌‏تواند به كشور و ملت كمك كند. ابطحی با اشاره به خصوصیات شخصیتی خاتمی گفت: نه تنها ما، بلكه اصولگرایان هم می‌‏دانند كه جامعه، خاتمی را به عنوان نمادی از محبت، دوستی، عشق و صمیمت می‌‏شناسد و این برگ برنده ما در انتخابات است. وی با بیان اینكه من نیز معتقدم بازگشت خاتمی به عرصه انتخابات نمی‌‏تواند برای جبهه بزرگ اصلاحات یك پیروزی محسوب شود، افزود: اما وضعیت كنونی كشور، استثنایی است. به گزارش ایلنا، ابطحی در ادامه سخنرانی خود به تئوری كنار كشیدن مردان بزرگ سیاسی از عرصه رقابت با هدف محبوب ماندن اشاره كرد و گفت: این تئوری در میان برخی از دوستان طرفدارانی دارد اما من اعتقاد دارم كه اگر خاتمی كاندیدا نشود، به این دلیل نیست. عضو مجمع روحانیون مبارز با اشاره به اعلام كاندیداتوری كروبی توسط حزب اعتمادملی، گفت: هر حزبی این حق را دارد كه كاندیدای خود را جهت حضور در انتخابات معرفی كند و حزب اعتمادملی نیز از این قاعده مستثنی نیست. این كار اقدامی است در جهت نهادینه كردن تحزب در كشور. وی خاطرنشان كرد: مجموعه‌‏ای از نیروهای دلسوز برای بارورشدن نهال انقلاب در سه دهه گذشته تلاش كردند كه كروبی و خاتمی نیز جزئی از این مجموعه هستند و كسی مدیون كسی نیست، البته من بحثی را كه قوچانی تحت عنوان جبران كردن در انتخابات ریاست جمهوری توسط خاتمی عنوان كرده بود را مورد نقد قراردادم و گفتم طرح اینگونه موارد ضرورت خاصی ندارد و ما باید به مسائل مهم‌تری بپردازیم. ابطحی گفت: محبوبیت منحصربه‌فرد خاتمی و اتفاقات رخ داده در طول سه سال گذشته، می‌‏تواند آرای خاموش جامعه را مانند خرداد 76 به صحنه بیاورد. عضو شورای مركزی مجمع روحانیون مبارز تغییر نوع گفتار خاتمی از حالت تدافعی به تهاجمی را استراتژی رئیس‌جمهور سابق برای آماده كردن جامعه برای حضور در انتخابات دانست و افزود: توقع جامعه این است كه در انتخابات اتفاق جدیدی رخ دهد. ابطحی در پایان بحث‌‏های مطرح شده توسط رقبای خاتمی مبنی بر رد صلاحیت وی را ناشی از ترس اصولگرایان تندرو از پیروزی خاتمی دانست و گفت: شورای نگهبان هیچگاه اقدام به رد صلاحیت خاتمی نخواهد كرد. • • • منبع خبر : http://www.tabnak.ir
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 15:42  توسط محمدسروش  | 

هایکو ی سگی ما!

ما می گریم از اینکه چرا خدا اینقدر به ما اشک داد

و آقایان بید نما به خود عطر نفتالین زده اند ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 21:17  توسط محمدسروش  | 

متن اصلی ندامت نامه ی محسن نامجو

این متن اصلی ندامت نامه ی آقای نامجو که از سایتشون برگرفته شده  .

لینک اصلی

متن ( در قالب عکس) :

1

2

3

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 16:6  توسط محمدسروش  | 

ایران ما ...

کلیه خبر ها برگرفته از خبرنامه امیر کبیر

----------------------------------------


صبح امروز دوشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۷۸ آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی، بدون اطلاع قبلی توسط مامورین امنیتی از زندان اوین به سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی برده شد. و در حضور مامورین اطلاعات و دادگاه ویژه و جمعی از خبرنگاران روزنامه های دولتی از جمله روزنامه جام جم  مصاحبه ای با ایشان صورت گرفت ولی ایشان حاضر نشد که پاسخهای دیکته شده و فرمایشی را بگویند و درعوض حقایق مهمی را در رابطه با شکنجه های خود و یارانش در بندهای مخوف اوین فاش نمودند و ضمنا ایشان سخنانی را در راستای   براعتقادات خود مبنی بر جدایی دین از سیاست ، لغو مجازاتهای اسلامی و برقراری یک رفراندوم آزاد سیاستهای حاکمیت را به نقد کشاندند.

 

این عمل موجب خشم مامورین اطلاعات گردید و دوباره ایشان را به زندان اوین بازگرداندند. لازم به ذکر است که درنیمه رمضان ۸۵ در سحرگاه چنین روزی آیت الله بروجردی به همراه خانواده و جمعی از هوادارانش مورد هجوم مامورین گارد ویژه و نیروهای لباس شخصی قرار گرفت و از آن زمان تاکنون ایشان در زندان اوین تحت شکنجه های روحی و جسمی قرار دارد. گفتنی است ۸ تن از هواداران ایشان به نامهای مسعود سماواتیان، مهرداد سوری، حسن هریسچیان، محمدرضا صادقی، علی اربابی، علیرضا منتظرصاحب، مجید الستی و حبیب قوتی،  هم اکنون در زندان اوین بسر می برند.

 

شایان ذکر است که اخیرا پزشک ایشان ، دکتر حسام فیروزی و سازمان عفو بین الملل و سایر نهادهای حقوق بشری ضمن ابراز نگرانی از وضعیت به شدت وخیم جسمی آقای بروجردی خواستار اجازه درمان به وی گردیدند که البته کوششهای وکلا ، خانواده و فعالان حقوق بشر تا کنون برای اخذ اجازه رسیدگی و تامین نیازهای پزشکی به شدت مورد نیاز آیت الله بروجردی به مداوای وی منتهی نگردیده است.

 

فعالان حقوق بشر در ایران

-----------------------------------------

رئیس قوه قضائیه حکم قصاص پسر نوجوانی را که در یک نزاع مرتکب قتل شده بود برای سومین بار نقض کرد، اما حکم قصاص دو نوجوان دیگر را مورد تایید قرار داد.

 

این سه نوجوان در پرونده های جداگانه در نزاع های دسته جمعی به صورت اتفاقی مرتکب قتل شده اند و اکنون یکی از آنها باید دوباره محاکمه شود، یکی دیگر در آستانه قصاص قرار گرفته و نوجوان سوم توانسته است رضایت اولیای دم مقتول پرونده را جلب کند و از مرگ برهد.

 

اولین پرونده

 

ساعت ۷ بعدازظهر روز ۲۱ مردادماه سال ۸۲ به ماموران گشت کلانتری نواب اعلام کردند نوجوانی به نام حسین با ضرب چاقو جوانی را مجروح کرده و متواری شده است. ماموران گشت بلافاصله منطقه را تحت کنترل درآوردند و حسین و دوستش را که در دعوا شرکت داشت دستگیر کردند و تحقیقات نشان داد حسین در جریان دعوا با ورق گالوانیزه که به شکل چاقو درست شده بود سینه پسر جوان را هدف قرار داده است.ساعاتی بعد ماموران متوجه شدند پسر جوان در بیمارستان جان باخته است. این بار حسین به اتهام قتل تحت بازجویی قرار گرفت و گفت؛ من و دوستم امرالله وارد یک ساختمان نیمه کاره شدیم تا من به دستشویی بروم وقتی بیرون آمدم دیدم مقتول با دوستم گلاویز شده و او را کتک می زند برای وساطت جلو رفتم که او یک باره به سمت من نیز حمله کرد. به او گفتم من برای دعوا نیامده ام ولی وی قانع نشد به هر حال سعی کردم از محل دور شوم.من و دوستم داشتیم به راه خود ادامه می دادیم که یکدفعه نگهبان ساختمان به ما حمله کرد و دوباره درگیری آغاز شد. تعداد آنها زیاد بود، من هم تکه ورقه گالوانیزه یی را که به شکل چاقو درست شده بود از جیبم بیرون آوردم و روبه روی سینه ام قرار دادم، در یک لحظه پسر جوان به سمت من آمد، البته من نفهمیدم که چاقویم چطور به او برخورد کرد فقط دیدم او سینه اش را گرفته و مردم فریاد می زنند قاتل را بگیرید.

 

با توجه به اظهارات حسین، پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. حسین که در شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران محاکمه می شد گفته هایش را پس گرفت و مدعی شد ضارب او نبوده و افراد دیگری هم در درگیری حضور داشتند و ممکن است آنها مرتکب قتل شده باشند. با این حال هیات قضات با اکثریت آرا رای بر قصاص صادر کردند. این حکم از سوی دیوان عالی کشور نیز تایید ولی در مرحله استیذان متوقف شد و قضات دفتر آیت الله هاشمی شاهرودی پس از بررسی پرونده اعلام کردند متهم بدون قصد و غرض قبلی به مقتول ضربه زده و چاقویی نیز به همراه نداشته است، از آنجایی که شهود نیز در گفته هایشان اشاره مستقیم به قاتل جوان حسین نکرده اند بنابراین تنها با استدلال اقرار متهم نمی توان او را به قصاص محکوم کرد به این ترتیب رئیس قوه قضائیه رای صادره را نقض و پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال کرد. با این حال دیوان دلایل نقض حکم را قانع کننده ندانست و حکم قصاص را تایید کرد.پس از آن در مرحله استیذان حکم نقض حسین نوجوان ۱۷ ساله دوباره از سوی قضات دیوان تایید شد تا اینکه سرانجام آیت الله شاهرودی برای سومین بار قصاص حسین را جایز ندانست و به دستور وی پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و یک بار دیگر حسین فرصت یافت تا از خود دفاع و سایه دار را از خود دور کند.

 

دومین پرونده

 

در دومین پرونده حکم قصاص پسر نوجوانی که در یک نزاع جوانی را به قتل رسانده از سوی رئیس قوه قضائیه تایید شد.

 

۱۷ مردادماه سال ۸۴ به ماموران پلیس شیراز خبر دادند جوانی به نام رضا با ضربه چاقو نوجوان ۱۵ساله یی به نام رحیم به قتل رسیده و ضارب از محل فرار کرده است. در حالی که پلیس تحقیقات گسترده یی را آغاز کرده بود، فردای روز حادثه رحیم خود را تسلیم کرد و گفت؛ روز قبل از حادثه رضا و دو دوستش با من درگیر شدند. آنها مرا کتک زده و فرار کردند البته من هم آنها را زدم. فردای آن روز دوباره به سراغم آمدند، من جلوی در خانه بودم که آنها یکدفعه به من حمله کردند. سه نفر بودند، وقتی به من حمله کردند توانستم چاقوی یکی از آنها را بگیرم. من در دفاع از خودم رضا را با چاقو زدم.وی افزود؛ قصد کشتن کسی را نداشتم و اگر من رضا را با چاقو نمی زدم آنها مرا می زدند. هرچند رحیم ۱۵ سال بیشتر نداشت اما قضات او را بالغ شرعی دانسته و به قصاص محکوم کردند و رحیم به زندان عادل آباد شیراز منتقل شد. حکم صادره از سوی دیوان عالی کشور تایید و برای استیذان نزد آیت الله هاشمی شاهرودی فرستاده شد و حکم به تایید رئیس قوه قضائیه هم رسید. چند روز قبل حکم قصاص در زندان به رحیم ابلاغ شد و پرونده وی برای اجرا در نوبت قرار گرفت و قرار است او به زودی به دار آویخته شود.

 

سومین پرونده

 

نوجوان دیگری که او نیز حکم قصاصش مورد تایید قرار گرفته بود با رضایت اولیای دم از قصاص رهایی یافت. پرونده ایمان پسر نوجوانی که در ۱۶سالگی مرتکب قتل شده است ۳ تیرماه سال ۸۵ تشکیل و وی به جرم قتل جوانی به نام امیر توسط پلیس گلپایگان اصفهان دستگیر شد. ایمان در توضیح روز واقعه گفت؛ از دو ماه قبل امیر پشت سر من حرف های بدی می زد. روز حادثه او با دوستم درگیر شد و من هم به حمایت از دوستم وارد دعوا شدم. این درگیری در چند مرحله اتفاق افتاد و امیر بر من غلبه کرد من هم از ترس چاقویی به سمتش پرت کردم که باعث مرگش شد.

 

هیات قضات دادگاه کیفری اصفهان پس از محاکمه ایمان برای او حکم قصاص صادر کردند و پرونده مراحل قانونی را طی کرد و حکم در نوبت اجرا قرار گرفت تا اینکه بالاخره اولیای دم مقتول اعلام کردند از خون قاتل فرزندشان گذشت می کنند. به این ترتیب پسر نوجوان از مرگ رهایی یافت.

 

روزنامه اعتماد

---------------------------------------


خبرنامه امیرکبیر: دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، ظهر امروز دوشنبه به دعوت شورای صنفی دانشجویان دانشگاه تجمع اعتراضی برگزار خواهند کرد.

 

این تجمع در اعتراض به مشکلات صنفی نظیر عدم ارائه خوابگاه، غذا و امکانات رفاهی و مشکلات آموزشی در مقابل دانشکده شیمی برگزار خواهد شد.

 

شواری صنفی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر اطلاعیه ای در این زمینه خطاب به دانشجویان منتشر کرد:

 

دانشجویان فهیم و گرامی پلی تکنیک :

 

ضمن عرض تبریک به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید و تقارن آن با ماه مبارک رمضان به اطلاع می رساند:

 

به علت تغییر قانون ادعای فارغ التحصیلی مبنی بر رعایت پیش نیاز و هم نیاز دروس، عدم تداخل برنامه زمانی و نیز اخذ حداکثر ۲۴ واحد و همچنین با توجه به اطلاعیه اسکان مهر اداره امور خوابگاهها مبنی بر عدم اسکان ورودی های سال ۸۳  کارشناسی و ورودی های سال ۸۵ کارشناسی ارشد، شورای صنفی دانشکده طبق ماده ۴ آیین نامه شوراهای صنفی خود را موظف به پیگیری مشکلات اجتمالی در خصوص امور رفاهی و آموزشی می داند. لذا دانشجویان می توانند با مراجعه به شورای صنفی در طول زمان انتخاب واحد مشکلات خود را مطرح نمایند.

 

با تشکر

 شورای صنفی دانشکده

 

shora.JPG

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 23:26  توسط محمدسروش  |