وقتی فیلتر می شویم!
گزارش
برادر محسن نامجو: اتهام توهين به قرآن، فراتر از توان نامجو است
حميد نامجو برادر محسن نامجو، خواننده و آهنگساز آلبوم" ترنج" جوابيه اي را در خصوص شکايت يکي از قاريان قرآن کريم از محسن نامجو صادر کرد.
به گزارش ايلنا در اين جوابيه آمده است:
در خصوص شکايت آقاي عباس سليمي در مورد يک قطعه موسيقي که کلام آن حاوي آيات شريفه قرآن است، نکات ذيل را به اطلاع عموم مي رسانم:
1. اين قطعه موسيقي يک کار پژوهشي و بر اساس ايده تلفيق قطعاتي از موسيقي عرب با موسيقي ملل تنظيم گرديده است. در روز ضبط قطعه، اشعار عربي در خانه جا ميماند و محسن جهت بررسي نتيجه کار، به طور ناخود آگاه و غير عمد بهجاي اشعار عربي مذکور به خواندن آياتي از قرآن که از حفظ بوده اقدام مي کند. لازم به توضيح است که محسن در دوران دبيرستان قاري قرآن بوده و اين آيات را از حفظ ادا کرده است.
2. بر اثر بيمبالاتي يا غرضورزي افرادي ناشناس يک اثر پژوهشي که صرفا در حد يک يادداشت شخصي بوده و هيچگاه جهت پخش يا انتشار ضبط نشده است سر از اينترنت درميآورد و با وجود خواست سازنده، قطعه تکثير ميشود.
3. ديانت و تعظيم شعائر موسيقي در خانواده ما موروثي بوده و جاي شبهه ندارد. پدرم، برادر بزرگترم و محسن، قاري قرآن بودهاند و بيست سال پس از فوت پدرم، هنوز مادرم بر اداي نذري که بر ذمه پدرم بوده اصرار ميورزد. نماهايي از فيلم «آرامش با ديازپام 10» که از منزل پدري ما فيلمبرداري شده گواه اين امر است.
(گرچه طبق قانون اساسي هيچ شهروندي مکلف نيست که ديانت و اعتقادات خود را اعلام و از آن دفاع کند، اما ايجاد اتهامي چنين سنگين ايجاب ميکند که من بهعنوان وکيل برادرم، توضيحاتي را ارائه کنم تا او به مظان اتهامي نادرست، هستي و نيستياش بر باد نرود.)
4. انتشار بدون مجوز و بدون اذن صاحب اثر (آثاري مثل موسيقي، فيلم، کتاب، مقاله ) و حتي انتشار فيلمهاي خصوصي زندگي ديگران گناهي است که در جامعه ما قبح آن از بين رفته و هيچکس براي آن شکايت به دادگاه نميبرد. در غير اينصورت به آساني نميشد براي پژوهشهاي شخصي کسي او را در مظان اتهام قرار داد.
5. بههر تقدير برادر ارجمند آقاي عباس سليمي به دليل سوابق و تجارب طولاني ميدانند که :
الف. در کشورهاي عربي قرآن را به لحنها و ريتمهاي متفاوت قرائت ميکنند و اين امر خصوصا در مصر بسيار بارز است.
ب. موسيقي بيروني و دروني جزء لاينفک آيات شريفه قرآن است. اين موسيقي در سورههاي مختلف تغيير ميکند و همين موسيقي امکان قرائتهاي متعدد را فراهم ميکند.
ج. بسياري از ادعيه نيز موسيقيهاي جذاب و متفاوت با ريتمهاي ترکيبي زيبايي دارند و به همين دليل لحن و فضا و ريتم خواندن دعاي کميل مثلا با دعاي جوشن کبير متفاوت است. آيا اگر موسيقي بيروني ادعيه در کنار هم در يک اثر قرار گيرند و تکرار شوند، آيا صفت چنين عملي سخيف است؟
د. آقاي عباس سليمي در مصاحبهشان فرمودند که هر کسي صلاحيت قرائت قرآن را ندارد و نياز به دريافت مجوز و رعايت ضوابط است. آيا ايشان مطمئن هستند که تمامي مسلمانان دنيا براي قرائت قرآن از نهادي مشخص مجوز ميگيرند. واقعا براي قرائت آن بايد از نهادي مجوز گرفت. احتمالا منظور ايشان صرفا آموزش قرآن، آنهم در کلاس هاي رسمي بود والا ما که در مکتب خانه قرائت قرآن آموختيم.
6. محسن نامجو در گفت وگوهاي خود با خبرگزاريهاي رسمي و روزنامههاي کثيرالانتشار ايران، بارها اعلام کرده که فردي مذهبي است و از خانوادهاي مذهبي برآمده است. در اثبات اين مدعا ميتوان به ترانههايي که براي امامان شيعه با عناوين "علي" «در مدح حضرت علي(ع)» و "ياس به زنجير" «در سوگ سالار شهيدان امام حسين(ع)» سروده و اجرا کرده است، اشاره کرد.
7. اينجانب به وکالت از برادرم صريحا تاکيد ميکنم که اين امر، بدون نيت توهين، بدون قصد قبلي و صرفا بهصورت خصوصي و شخصي بوده است. گرچه لحنهاي اجرا شده در آن قطعه شايد براي ما نامانوس باشد، اما اغلب اين لحنها در کشورهاي عربي رايجاند. بنا به موارد فوق مشخص است که هيچ قصد قبلي متناسب با عناوين اتهامي در اين خصوص وجود نداشته و ندارد.
کساني که محسن نامجو را از نزديک ميشناسند، او را آدمي مومن، معتقد به شعائر ديني و مذهبي، محجوب و مودب ميدانند که تصور تعرض به اعتقادات ديني در مورد وي غيرقابل باور است.
با وجود همه اين موارد براي رفع هرگونه شائبه بدين وسيله اعلام ميدارم که محسن نامجو از بابت پخش غيرمجاز اين تجربه شخصي متاسف بوده و عذرخواه کساني است که احساسات دينيشان جريحهدار شده است. محسن نامجو اطمينان دارد که با توجه به توضيحات فوق، آقاي سليمي و ساير بزرگان با ديده خطاپوش به اين موضوع خواهند نگريست، چرا که تحمل اين اتهام ناروا فارغ از اينکه مجازاتي به آن تعلق گيرد يا خير، فراتر از توان و تحمل خود و خانوادهاش است.
8. در خاتمه لازم به ذکر است که محسن نامجو روز پنجشنبه 7 شهريورماه 87 يادداشتي را درسايت خود با اين مضمون گذاشته است: «اينجانب محسن نامجو از اخبار امروز مطلع شدم. اين موضوع توسط مراجع دولتي در سال گذشته با من مطرح شده بود و من متن توضيحي راجع به اين قطعه را به ايشان ارائه دادم که هيچگاه چاپ نکردند. بهزودي توضيح رسمي اينجانب راجع به اين قطعه در سايت اينترنتي خودم و سايتهاي خبري ايران ارائه خواهم داد تا هيچگونه شک و شبههاي پيش نيايد. خداوند همه ما را به راه راست هدايت کند.»
پايان پيام
مطلب روزنامه ی کیهان درباره ی تپش۲۰۱۲
برقراري دموكراسي با دايره و تمبك
جدید ترین گزارش دیده بان حقوق بشر و کمپین بین الملیلی حقوق بشر در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران
تهدید خاتمی به قتل و ترور
هایکو ی سگی ما!
و آقایان بید نما به خود عطر نفتالین زده اند ....
متن اصلی ندامت نامه ی محسن نامجو
ایران ما ...
----------------------------------------
صبح امروز دوشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۷۸ آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی، بدون اطلاع قبلی توسط مامورین امنیتی از زندان اوین به سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی برده شد. و در حضور مامورین اطلاعات و دادگاه ویژه و جمعی از خبرنگاران روزنامه های دولتی از جمله روزنامه جام جم مصاحبه ای با ایشان صورت گرفت ولی ایشان حاضر نشد که پاسخهای دیکته شده و فرمایشی را بگویند و درعوض حقایق مهمی را در رابطه با شکنجه های خود و یارانش در بندهای مخوف اوین فاش نمودند و ضمنا ایشان سخنانی را در راستای براعتقادات خود مبنی بر جدایی دین از سیاست ، لغو مجازاتهای اسلامی و برقراری یک رفراندوم آزاد سیاستهای حاکمیت را به نقد کشاندند.
این عمل موجب خشم مامورین اطلاعات گردید و دوباره ایشان را به زندان اوین بازگرداندند. لازم به ذکر است که درنیمه رمضان ۸۵ در سحرگاه چنین روزی آیت الله بروجردی به همراه خانواده و جمعی از هوادارانش مورد هجوم مامورین گارد ویژه و نیروهای لباس شخصی قرار گرفت و از آن زمان تاکنون ایشان در زندان اوین تحت شکنجه های روحی و جسمی قرار دارد. گفتنی است ۸ تن از هواداران ایشان به نامهای مسعود سماواتیان، مهرداد سوری، حسن هریسچیان، محمدرضا صادقی، علی اربابی، علیرضا منتظرصاحب، مجید الستی و حبیب قوتی، هم اکنون در زندان اوین بسر می برند.
شایان ذکر است که اخیرا پزشک ایشان ، دکتر حسام فیروزی و سازمان عفو بین الملل و سایر نهادهای حقوق بشری ضمن ابراز نگرانی از وضعیت به شدت وخیم جسمی آقای بروجردی خواستار اجازه درمان به وی گردیدند که البته کوششهای وکلا ، خانواده و فعالان حقوق بشر تا کنون برای اخذ اجازه رسیدگی و تامین نیازهای پزشکی به شدت مورد نیاز آیت الله بروجردی به مداوای وی منتهی نگردیده است.
فعالان حقوق بشر در ایران
-----------------------------------------
رئیس قوه قضائیه حکم قصاص پسر نوجوانی را که در یک نزاع مرتکب قتل شده بود برای سومین بار نقض کرد، اما حکم قصاص دو نوجوان دیگر را مورد تایید قرار داد.
این سه نوجوان در پرونده های جداگانه در نزاع های دسته جمعی به صورت اتفاقی مرتکب قتل شده اند و اکنون یکی از آنها باید دوباره محاکمه شود، یکی دیگر در آستانه قصاص قرار گرفته و نوجوان سوم توانسته است رضایت اولیای دم مقتول پرونده را جلب کند و از مرگ برهد.
اولین پرونده
ساعت ۷ بعدازظهر روز ۲۱ مردادماه سال ۸۲ به ماموران گشت کلانتری نواب اعلام کردند نوجوانی به نام حسین با ضرب چاقو جوانی را مجروح کرده و متواری شده است. ماموران گشت بلافاصله منطقه را تحت کنترل درآوردند و حسین و دوستش را که در دعوا شرکت داشت دستگیر کردند و تحقیقات نشان داد حسین در جریان دعوا با ورق گالوانیزه که به شکل چاقو درست شده بود سینه پسر جوان را هدف قرار داده است.ساعاتی بعد ماموران متوجه شدند پسر جوان در بیمارستان جان باخته است. این بار حسین به اتهام قتل تحت بازجویی قرار گرفت و گفت؛ من و دوستم امرالله وارد یک ساختمان نیمه کاره شدیم تا من به دستشویی بروم وقتی بیرون آمدم دیدم مقتول با دوستم گلاویز شده و او را کتک می زند برای وساطت جلو رفتم که او یک باره به سمت من نیز حمله کرد. به او گفتم من برای دعوا نیامده ام ولی وی قانع نشد به هر حال سعی کردم از محل دور شوم.من و دوستم داشتیم به راه خود ادامه می دادیم که یکدفعه نگهبان ساختمان به ما حمله کرد و دوباره درگیری آغاز شد. تعداد آنها زیاد بود، من هم تکه ورقه گالوانیزه یی را که به شکل چاقو درست شده بود از جیبم بیرون آوردم و روبه روی سینه ام قرار دادم، در یک لحظه پسر جوان به سمت من آمد، البته من نفهمیدم که چاقویم چطور به او برخورد کرد فقط دیدم او سینه اش را گرفته و مردم فریاد می زنند قاتل را بگیرید.
با توجه به اظهارات حسین، پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. حسین که در شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران محاکمه می شد گفته هایش را پس گرفت و مدعی شد ضارب او نبوده و افراد دیگری هم در درگیری حضور داشتند و ممکن است آنها مرتکب قتل شده باشند. با این حال هیات قضات با اکثریت آرا رای بر قصاص صادر کردند. این حکم از سوی دیوان عالی کشور نیز تایید ولی در مرحله استیذان متوقف شد و قضات دفتر آیت الله هاشمی شاهرودی پس از بررسی پرونده اعلام کردند متهم بدون قصد و غرض قبلی به مقتول ضربه زده و چاقویی نیز به همراه نداشته است، از آنجایی که شهود نیز در گفته هایشان اشاره مستقیم به قاتل جوان حسین نکرده اند بنابراین تنها با استدلال اقرار متهم نمی توان او را به قصاص محکوم کرد به این ترتیب رئیس قوه قضائیه رای صادره را نقض و پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال کرد. با این حال دیوان دلایل نقض حکم را قانع کننده ندانست و حکم قصاص را تایید کرد.پس از آن در مرحله استیذان حکم نقض حسین نوجوان ۱۷ ساله دوباره از سوی قضات دیوان تایید شد تا اینکه سرانجام آیت الله شاهرودی برای سومین بار قصاص حسین را جایز ندانست و به دستور وی پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و یک بار دیگر حسین فرصت یافت تا از خود دفاع و سایه دار را از خود دور کند.
دومین پرونده
در دومین پرونده حکم قصاص پسر نوجوانی که در یک نزاع جوانی را به قتل رسانده از سوی رئیس قوه قضائیه تایید شد.
۱۷ مردادماه سال ۸۴ به ماموران پلیس شیراز خبر دادند جوانی به نام رضا با ضربه چاقو نوجوان ۱۵ساله یی به نام رحیم به قتل رسیده و ضارب از محل فرار کرده است. در حالی که پلیس تحقیقات گسترده یی را آغاز کرده بود، فردای روز حادثه رحیم خود را تسلیم کرد و گفت؛ روز قبل از حادثه رضا و دو دوستش با من درگیر شدند. آنها مرا کتک زده و فرار کردند البته من هم آنها را زدم. فردای آن روز دوباره به سراغم آمدند، من جلوی در خانه بودم که آنها یکدفعه به من حمله کردند. سه نفر بودند، وقتی به من حمله کردند توانستم چاقوی یکی از آنها را بگیرم. من در دفاع از خودم رضا را با چاقو زدم.وی افزود؛ قصد کشتن کسی را نداشتم و اگر من رضا را با چاقو نمی زدم آنها مرا می زدند. هرچند رحیم ۱۵ سال بیشتر نداشت اما قضات او را بالغ شرعی دانسته و به قصاص محکوم کردند و رحیم به زندان عادل آباد شیراز منتقل شد. حکم صادره از سوی دیوان عالی کشور تایید و برای استیذان نزد آیت الله هاشمی شاهرودی فرستاده شد و حکم به تایید رئیس قوه قضائیه هم رسید. چند روز قبل حکم قصاص در زندان به رحیم ابلاغ شد و پرونده وی برای اجرا در نوبت قرار گرفت و قرار است او به زودی به دار آویخته شود.
سومین پرونده
نوجوان دیگری که او نیز حکم قصاصش مورد تایید قرار گرفته بود با رضایت اولیای دم از قصاص رهایی یافت. پرونده ایمان پسر نوجوانی که در ۱۶سالگی مرتکب قتل شده است ۳ تیرماه سال ۸۵ تشکیل و وی به جرم قتل جوانی به نام امیر توسط پلیس گلپایگان اصفهان دستگیر شد. ایمان در توضیح روز واقعه گفت؛ از دو ماه قبل امیر پشت سر من حرف های بدی می زد. روز حادثه او با دوستم درگیر شد و من هم به حمایت از دوستم وارد دعوا شدم. این درگیری در چند مرحله اتفاق افتاد و امیر بر من غلبه کرد من هم از ترس چاقویی به سمتش پرت کردم که باعث مرگش شد.
هیات قضات دادگاه کیفری اصفهان پس از محاکمه ایمان برای او حکم قصاص صادر کردند و پرونده مراحل قانونی را طی کرد و حکم در نوبت اجرا قرار گرفت تا اینکه بالاخره اولیای دم مقتول اعلام کردند از خون قاتل فرزندشان گذشت می کنند. به این ترتیب پسر نوجوان از مرگ رهایی یافت.
روزنامه اعتماد
---------------------------------------
خبرنامه امیرکبیر: دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، ظهر امروز دوشنبه به دعوت شورای صنفی دانشجویان دانشگاه تجمع اعتراضی برگزار خواهند کرد.
این تجمع در اعتراض به مشکلات صنفی نظیر عدم ارائه خوابگاه، غذا و امکانات رفاهی و مشکلات آموزشی در مقابل دانشکده شیمی برگزار خواهد شد.
شواری صنفی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر اطلاعیه ای در این زمینه خطاب به دانشجویان منتشر کرد:
دانشجویان فهیم و گرامی پلی تکنیک :
ضمن عرض تبریک به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید و تقارن آن با ماه مبارک رمضان به اطلاع می رساند:
به علت تغییر قانون ادعای فارغ التحصیلی مبنی بر رعایت پیش نیاز و هم نیاز دروس، عدم تداخل برنامه زمانی و نیز اخذ حداکثر ۲۴ واحد و همچنین با توجه به اطلاعیه اسکان مهر اداره امور خوابگاهها مبنی بر عدم اسکان ورودی های سال ۸۳ کارشناسی و ورودی های سال ۸۵ کارشناسی ارشد، شورای صنفی دانشکده طبق ماده ۴ آیین نامه شوراهای صنفی خود را موظف به پیگیری مشکلات اجتمالی در خصوص امور رفاهی و آموزشی می داند. لذا دانشجویان می توانند با مراجعه به شورای صنفی در طول زمان انتخاب واحد مشکلات خود را مطرح نمایند.
با تشکر
شورای صنفی دانشکده


